معنی "دوار" به فارسی
دوار
dawār
بلوچی به بلوچی
فرهنگ لغت سیدگنج
دوار
دَوَار: (دَ وَ ا ر) لوگ، گِس، کُلّ، پس یا گوک ءِ دوار بزاں دوارجاہ، دوارجاہ، دواری: گِس بانُک ـ
کلمات مترادف
کارت کلمه
گویش:
سراوانی
481 بازدید
admin
تاریخ افزودن: 2025/10/14
مثالها:
بلوچی: بیا برین دوار
فارسی: بیا بریم خانه
بلوچی: دوارءِ پرویز ته سراوانءُ
فارسی: خانه پرویز در سراوان است
سوالات متداول
دوار به فارسی یعنی چه؟
معنیهای فارسی: خانه، همسر
تعریف دوار چیست؟
خانه، منزل
دوار متعلق به کدام گویش یا لهجه است؟
این کلمه در گویش/لهجههای زیر رایج است: سراوانی
دوار چگونه تلفظ میشود؟
تلفظ استاندارد: dawār
دوار در جمله چگونه به کار میرود؟
مثال: بیا برین دوار (بیا بریم خانه) ; مثال: دوارءِ پرویز ته سراوانءُ (خانه پرویز در سراوان است)
واریشنهای کلمه «دوار»
n,hv
دوا
نظرات
معنی دوار در بلوچی: خانه، کاشانه، سرا
مثلاً بعضی جاها میگن لوگ، یهجا دیگه دوار، جای دیگه گس یا منزل، و در بعضی مناطق هم از کتان یا سراد استفاده میکنن.
این تنوع واژهها فقط اختلاف زبانی نیست، بلکه نشونهای از گستردگی و عمق فرهنگی مردم بلوچ در مناطق مختلفه. هر واژه پشت خودش تاریخ، اقلیم و سبک زندگی خاص همون منطقه رو داره