حمایت از فرهنگ لغت گال‌گنج

برای ادامه راه کنارمون باشید ❤️

☕ حمایت مالی
معنی "لپش" به فارسی

لپش

lapaš

معانی:

1
کم‌نیرو و ناتوان، سست.
2
پخش و پراکنده، از هم گسسته.
3
یونجه یا هر علفی که زیاد زیر دست و پا بماند و حالت تازگی خود را از دست بدهد و احشام از خودن آن امتناع کنند.

کارت کلمه

274 بازدید تاریخ افزودن: 2026/06/16

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

سوالات متداول

لپش به فارسی یعنی چه؟
معنی‌های فارسی: سست
لپش به فارسی چه می‌شود؟
معنی‌های فارسی: سست
لپش متعلق به کدام گویش یا لهجه است؟
اطلاعات گویش برای این کلمه ثبت نشده است.
لپش چگونه تلفظ می‌شود؟
تلفظ استاندارد: lapaš
معنی لپش در جملات و کاربردهای مختلف چیست؟
تعاریف: کم‌نیرو و ناتوان، سست. | پخش و پراکنده، از هم گسسته. | یونجه یا هر علفی که زیاد زیر دست و پا بماند و حالت تازگی خود را از دست بدهد و احشام از خودن آن امتناع کنند.

واریشن‌های کلمه «لپش»

gma لبش لش لپ